
سلام بر تو که عشق محمدی و علی!
بـرای وصـف خـدا شـرح بهـتـرین غـزلـی
اگـر چــه وصف کمال تو غیر ممکن بود
چه بود فاطمه؟ یعنی خلاصه ای ز علی

سلام بر تو که عشق محمدی و علی!
بـرای وصـف خـدا شـرح بهـتـرین غـزلـی
اگـر چــه وصف کمال تو غیر ممکن بود
چه بود فاطمه؟ یعنی خلاصه ای ز علی

فاطمیه که فرا می رسد دوباره «محرم» با تمام لحظه های داغدارش زنده می شود و در هر روز غربت خاموشی یک ستاره تکرار می شود.
فاطمیه که از راه می رسد، خورشید دوباره راوی عطش و خون می شود و آسمان از سوز دل آل محمد حکایت می کند.
فاطمیه که از راه می رسد، قصه غریب گداختن میخ و آتش و سوختن خیمه ها و داغ زینب تکرار می شود.
فاطمیه که از راه می رسد، تمام غربت عالم را با خود می آورد.
آنچه بر آل علی در کربلا یکسر گذشت در سقیفه اتفاق افتاد، عاشورا نبود
بانو! هنوز زمین نیازمندت بود. هنوز گرسنگان مشتاقند که در خانه تو را بکوبند و تو افطار فقیرانه خود و خانوادهات را انفاق کنی و با لبهای روزهدار، از خداوند بشنوی که: «وَ یُطْعِمُونَ الطّعَامَ عَلَى حُبّهِ مِسْکِیناً وَیَتِیماً وَأَسِیراً». زهرا همان کسی است که بیت محقرش طعنه زده به عرش و تمامی گوهرش .
بانو! هنوز بوی در نیمسوخته را از کوچههای تنگ مدینه میشنویم؛ از پشت صفحات غبارگرفته تاریخ
نیمه شب تابوت را برداشتند بار غم بر شانهها بگذاشتند
ظاهراً تشییع یک پیکر ولی باطناً تشییع زهرا و علی
میاندیشم به لحظهای که علی، در ظلمات تاریکترین شبِ بیمهتاب، پنهان، پیکر تو را از شهر میکوچاند.
بیش از این نمیگویم که داغِ دلِ مولا، خود، حدیث سوزانِ دیگری است.
آه از غربت بیانتهای علی، آه که چقدر علی مظلوم و تنها مانده است...
ای که از کوچه ی شهر پدرت می گذری امنیت نیست از این کوچه سریع تر بگذر
دیشب از داغ شما فال گرفتم ، آمد : دوش می آمد و رخساره ... نگویم بهتر!

پدرش امام هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و مادرش حضرت نجمه بود که به علت پاکی و طهارت نفس به او طاهره میگفتند. حضرت معصومه در ۲۸ سالگی و در روز دوازدهم ربیعالثانی سال ۲۰۱ هجری قمری در قم رحلت نمود که امروز بارگاه ملکوتی و مرقد مطهرش همچون خورشیدی در قلب شهرستان قم میدرخشد و همواره فیض بخش و نورافشان دلها و جانهای تشنه معارف حقانی است...



امام خمینی (س) یكی از مهمترین عوامل در پیروزی انقلاب اسلامی را، قیام به خاطر خدا و به دست آوردن رضای حق تعالی می دانست و این عامل مهم را از همان آغاز نهضت خویش، در مناسبت های مختلف ابراز می نمود. آن بزرگوار گام نخستین مبارزه اش را در سال اول نهضت با این آیه شریفه آغاز كرد: «قل انما اعظكم بواحده ان تقو موا لله؛ (سباء 46) بگو من فقط به شما یك اندرز می دهم كه دو دو و به تنهایی برای خدا بپا خیزید.»
امام در توضیح این آیه می نویسد: «قیام برای خداست كه ابراهیم خلیل الرحمن را به منزل خلت رسانده و از جلوه های گوناگون عالم طبیعت رهانده. قیام لله است كه موسی كلیم را با یك عصا به فرعونیان چیره كرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند. قیام برای خداست كه خاتم النبیین - صلی الله علیه و آله - را یك تنه بر تمام عادات وعقاید جاهلیت غلبه داد و بت ها را از خانه خدا برانداخت و به جای آن توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدس را به مقام «قاب قوسین أو أدنی» رساند.»
روزى در محضر مبارك حضرت ابومحمّد، امام حسن عسكرى علیه السلام نشسته بودم ، كه شخصى از اهالى یمن اجازه ورود خواست و حضرت اجازه ورود داد.

پس از لحظه اى ، مردى زیبااندام و بلند قد وارد شد و به امام علیه السلام سلام كرد و حضرت جواب او را داد و فرمود: بنشین .
سپس آن مرد كنار من آمد و نشست و من بدون آن كه با كسى سخن بگویم ، در ذهن خویش گذراندم و باخود گفتم : اى كاش مى دانستم كه این مرد كیست و از كجا آمده است ؟

شیعه با بهرهمندی از برهانهای عقلی و آموزههای آفتابگون پیشوایان معصوم علیهم السلام، بر این باور است که در هر زمان، برای انسانها، ناگزیر باید حجّتی1 از طرف خداوند نصب شود.2 بر اساس روایات قابل اعتماد، این حجّتها، پس از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، در دوازده پیشوا منحصرند، که با گزینش خداوند و گزارش آن آخرین سفیر الهی، امامت مردم را بر عهده گرفتند.

هم آنان که یازدهمین ایشان امام حسن عسکری علیه السلام و آخرین آنها، حضرت مهدی علیه السلام است و دیگری شایستگی چنین جایگاهی را ندارد؛ بدون تردید.

|
بخوان بلال! که «یاس کبود» دل تنگ است |
|
|
|
اذان بگو! که اذان تو، آسمان رنگ است |
|
اذان بگو! که پس از رحلت رسول خدا |
|
|
|
مصاحب دل من، ناله ی شباهنگ است |
|
اذان بگو! به صدای بلند و جار بزن |
|
|
|
که پشت پرده ی ایمان فریب و نیرنگ است |
|
اذان بگو! که بدانند بعد پیغمبر |
|
|
|
نصیب آینه ها ی خدانما سنگ است |
|
نه من، غبار یتیمی نشسته بر رویم
|
|
|
|
جمال آینه هایم، مکدّر از زنگ است |
|
بگو که «اشهد ان علی- ولی الله» |
|
|
|
بگو که لحن مناجات من، غماهنگ است |
|
تو از سیاه دلی های خلق شکوه مکن |
|
|
|
«به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است» |
|
مرا ز گریه چرا منع می کنند، بپرس |
|
|
|
که این چه رسم مسلمانی؟ این چه فرهنگ است؟ |
|
بگو که فاطمه این یک دو روزه مهمان است |
|
|
|
سفر به خیر بگویند وقت ما تنگ است |
|
بگو که فاطمه در حشر اگر که نازکند |
|
|
|
«کمیت جمله شفاعت کنندگان لنگ است» |
|
نماز شام غریبان شد و غروب و شفق |
|
|
|
بخوان بلال! که ماه مدینه دل تنگ است |