به حلقه های ضریحت دلم  گره خورده...

امام رضا

شب تولد تو که می ‏شود، حرمت از آسمان پر ستاره نیز پرستاره ‏تر می ‏شود.

چقدر آدم اینجاست که در هفت آسمان، غیر از تو ستاره ‏ای ندارند.

تو امشب به دنیا آمدی تا ستاره ی همه بی‏ ستاره ‏ها باشی.

این را بارها از کبوترهای حرمت شنیده ‏ام

عمه سادات سلام علیک(روز دختر مبارک)

حضرت معصومه

 

عطر بهشت بر شهر وزیدن می گیرد،

 بر قنوت موسی - علیه السلام - شبنم می نشیند،

 چشم های رضا - علیه السلام - می درخشد،

 ملائک آرام از آسمان می آیند، خنده بر لبهایشان موج می زند،

 و صدای هلهله کروبیان با گریه آغازین " فاطمه " در هم می آمیزد،

 همه شاد باش می گویند، آمده اند به چشم سایی آستان معصومه - علیهاالسلام - این گل محبوبه

آخر یه روز شیعه برات حرم میسازه...

امام صادق

 

بغضِ غریبی گلوی عالم را می فشارد و سنگینی داغی جان‌سوز بر قلب زمین زخم می زند. ملائک، کوچه پس ‌کوچه های مدینه را در پیِ مرد بی نظیری می گردند که محضرِ مبارکش، منبع فیض آسمانی بود؛

 اما چه سود که اینک خوشه های زهرآگینِ کینه منصور، ‌قلب سپیدش را هزارپاره کرده است.

چون مرتضی سرای تو آتش کشیده اند

 نا محرمان به بیت تو حرمت دریده اند

 دست تو را چو حیدر کرار بسته اند

 اطفال تو به خانه حرامی بدیده اند