خدا حافظ مظلوم کربلا...

هنگامی که از امام سجاد (ع) سؤال کردند در این سفر کجا از همه بیشتر

به شما سخت گذشت،امام فرمودند : الشام ، الشام ، الشام.

(سوگنامه آل محمد، ص408؛ ناسخ التواریخ، ص304)

 

ذکر مصیبت می‌کند: الشام الشام

تا یاد غربت می‌کند: الشام الشام

منزل به منزل درد و داغ و بی کسی را

یک جا روایت می‌کند: الشام الشام

موی سپید و چهره ای در هم شکسته

از چه حکایت می‌کند: الشام الشام

هر روز با اندوه و آه و بی شکیبی

یاد اسارت می‌کند: الشام الشام

در این دیار پُر بلا هر کس به نوعی

عرض ارادت می‌کند: الشام الشام

یک شهر چشم خیره وقت هر عبوری

ابراز غیرت می‌کند: الشام الشام

هر سنگ با پیشانی مجروح خورشید

تجدید بیعت می‌کند: الشام الشام

قرآن پرپر روی نیزه غربتت را

هر دم تلاوت می‌کند: الشام الشام

قلب تو را یک مرد رومی با نگاهش

بی صبر و طاقت می‌کند: الشام الشام

هر جا که دارد خوف از جان تو، عمه

خود را فدایت می‌کند: الشام الشام

جان می دهی وقتی به لبهایی مقدس

چوبی جسارت می‌کند: الشام الشام

کنج تنوری حنجری آتش گرفته

ذکر مصیبت می‌کند: الشام الشام

باز محرم رسید ...

 

باز محرم رسيد ، دلم چه ماتمزده

کسي ميان اين دل ، خيمه ماتم زده

باز محرم رسيد ، شدم چه حيران و مست

از اين همه عاشقي ، دوباره ام مست مست

باز محرم رسيد ، ميکده ها وا شدند

تمام عاشقانت ، واله و شيدا شدند

باز محرم رسيد ، اين من و گريه هايم

رفع عطش مي کند ، فرات اشک هايم

باز محرم رسيد ، شهر سيه پوش توست

دل ، نگران رنج خواهر مظلوم توست

باز محرم رسيد ، مدرسه عشق باز

کلاس درس زينب ، کار نموده آغاز

باز محرم رسيد ، وعده گه بيدلان

فصل جنون و مستي ، صاحبِ صاحبدلان

باز محرم رسيد ، تا سحر آواره ام

ميان ميخانه ها ، مستم و ديوانه ام

باز محرم رسيد ، عاشقي سوداگريست

گرمي بازار عشق ، شور دل زينبيست