باز محرم رسید ...

باز محرم رسيد ، دلم چه ماتمزده کسي ميان اين دل ، خيمه ماتم زده باز محرم رسيد ، شدم چه حيران و مست از اين همه عاشقي ، دوباره ام مست مست باز محرم رسيد ، ميکده ها وا شدند تمام عاشقانت ، واله و شيدا شدند باز محرم رسيد ، اين من و گريه هايم رفع عطش مي کند ، فرات اشک هايم باز محرم رسيد ، شهر سيه پوش توست دل ، نگران رنج خواهر مظلوم توست باز محرم رسيد ، مدرسه عشق باز کلاس درس زينب ، کار نموده آغاز باز محرم رسيد ، وعده گه بيدلان فصل جنون و مستي ، صاحبِ صاحبدلان باز محرم رسيد ، تا سحر آواره ام ميان ميخانه ها ، مستم و ديوانه ام باز محرم رسيد ، عاشقي سوداگريست گرمي بازار عشق ، شور دل زينبيست
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر ۱۳۹۰ ساعت 14:37 توسط کربلایی
|
بین الحرمین عجب صفایــی دارد