به مناسبت آغاز 1174 مین سال امامت حضرت مهدی (عج) (( عید الزهرا س))
امّا آنچه اینجا بیشتر محل بحث و نظر است، به امامت رسیدن آخرین حجّت خداوند، در سنّ خردسالی است. اگر چه این مسأله، افزون بر برخی پیامبران در برخی پیشوایان معصوم علیهمالسلام پیش از آن، رخ نموده بود، همواره از طرف مخالفان، به صورت چالشی در مباحث مهدویّت مطرح شده است.
از روایتها و حکایتهای تاریخی به روشنی به دست میآید، سالها پیش از آن که نهم ربیع الاول سال260ق فرا رسد، پیشوایان معصوم علیهمالسلام و به ویژه واپسین فرستاده خداوند، پیامبر خاتم امامت آخرین حجّت الهی، حضرت مهدی علیه السلام را نوید داده بودند.
نه فقط پیروان مکتب اهل بیت که برخی از دانشوران اهل سنّت، در روایاتی چند به این حقیقت بزرگ اشاره کردهاند.3
تأکید بر پیشوایی آخرین امام معصوم
از آن جا که شرایط امامت آخرین امام، با پیشوایان پیشین دیگرگون بود، پافشاریهای فراوانی بر آگاهیبخشی امامت ایشان شده است.
برخی روایتها که بر این امر اصرار داشت، بدین قرار است:
1. حدیث معراج
رسول اکرم در باره آنچه در شب معراج دیده بود، پس از بیان دیدن نور پیشوایان معصوم و آخرین جانشین خود میان آنها، میفرماید:
...فَقُلْتُ: «یَا رَبِّ مَنْ هَؤُلَاءِ؟ فَقَالَ: «هَؤُلَاءِ الْأَئِمَّةُ وَ هَذَا الْقَائِمُ یُحِلُّ حَلَالِی وَ یُحَرِّمُ حَرَامِی وَ یَنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِی. یَا مُحَمَّدُ! أَحْبِبْهُ فَإِنِّی أُحِبُّهُ وَ أُحِبُّ مَنْ یُحِبُّه...»؛4
...عرض کردم: «پروردگارا! اینان چه کسانی هستند؟» فرمود: ایشان پیشوایانند و این قائم است؛ همو که حلال مرا حلال میکند و حرام مرا را حرام میسازد و از دشمنان من انتقام میگیرد. ای محمد! او را دوست بدار. پس همانا من او را دوست میدارم و هر کس که او را دوست بدارد، نیز دوست میدارم...».
2. حدیث لوح حضرت زهرا سلام الله علیها
لوح حضرت زهرا که هدیه خداوند به آن بانوی بزرگوار است. اسامی همه پیشوایان معصوم را ذکر کرده است. در پایان این لوح پس از یاد از امامت امام عسکری علیه السلام، چنین میخوانیم:
...أُكْمِلُ ذَلِكَ بِابْنِهِ محمد رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ... ؛5
...(امر امامت) را با فرزندش، محمد که رحمت برای جهانیان است، کامل خواهم کرد.
3. حدیث غدیر
پیامبر اسلام در واپسین ماههای عمر خود ضمن پافشاری بر امامت نخستین پیشوای مسلمانان، در باره آخرین پیشوا چنین فرمود:
...مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنِّی نَبِیٌّ وَ عَلِیٌّ وَصِیِّی. أَلَا إِنَّ خَاتَمَ الْأَئِمَّةِ مِنَّا الْقَائِمُ الْمَهْدِیُّ. أَلَا إِنَّهُ الظَّاهِرُ عَلَی الدِّینِ. أَلَا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظَّالِمِینَ؛6
...ای مردمان! همانا به درستی که من پیامبرم و علی جانشین من است. آگاه باشید! ختمکننده پیشوایان از ما است. او قائم مهدی است. آگاه باشید! همو است که دین را برتری خواهد بخشید و انتقامگیرنده از ستمگران است.
4. حدیث رسول گرامی اسلام
از دیگر سخنانی که در آن به روشنی به شمار پیشوایان معصوم اشاره شده، بیان نورانی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که فرمود:
الْأَئِمَّةُ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ فَهُمْ خُلَفَائِی وَ أَوْصِیَائِی وَ أَوْلِیَائِی وَحُجَجُ اللَّهِ عَلَی أُمَّتِی بَعْدِی الْمُقِرُّ بِهِمْ مُؤْمِنٌ وَ الْمُنْكِرُ لَهُمْ كَافِرٌ؛7
پیشوایان پس از من، دوازده نفرند. نخستین ایشان، علی بن ابی طالب، و آخرین آنها قائم است. آنها جانشینان و اوصیای و اولیای من و حجتهای خداوند پس از من، بر امت من هستند. اقرارکننده به آنها مؤمن و انکارکننده ایشان کافر است.
5. حدیث امام علی
پیشوایان معصوم نیز به پیروی از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم همواره به زنجیره امامان دوازدهگانه اشاره کردهاند؛ به روشنی از دوازدهمین ایشان یاد نموده، شیعیان را از افتادن در دام انحراف و مدعیان، برحذر داشتهاند.
آن گاه که از حضرت علی علیه السلام در باره معنای روایت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که فرموده بود: «إِنِّی مُخَلِّفٌ فِیكُمُ الثَّقَلَیْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی» پرسیده شد «عترت» چه کسانی هستند؟ فرمود:
أَنَا وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ الْأَئِمَّةُ التِّسْعَةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ تَاسِعُهُمْ مَهْدِیُّهُمْ وَ قَائِمُهُمْ لَا یُفَارِقُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَ لَا یُفَارِقُهُمْ حَتَّی یَرِدُوا عَلَی رَسُولِ اللَّهِ حَوْضَهُ؛8
من و حسن و حسین و پیشوایان نهگانه از فرزندان حسین. نهمین آنها مهدی آنها است. هرگز از کتاب خدا جدا نمیشوند و کتاب خدا نیز از آنها جدا نمیشود. تا آن که کنار حوض پیامبر، بر او بازگردند.
افزون بر روایتهای یاد شده که از مهمترین دلیلها بر امامت حضرت مهدی علیه السلام است، دیگر پیشوایان معصوم نیز سخنان ارزشمندی در این باره فرمودهاند. که برخی بدین قرار است:
دومین پیشوای شیعیان، امام حسن مجتبی علیه السلام، حضرت مهدی را نهمین فرزند برادر خود حسین و پسر سرور کنیزان دانسته است.9
امام حسین علیه السلام در اشاره به امامت نهمین پیشوای هدایتگر از نسل خود، از وی با «قائم به حق» یاد کرده است.10
امام سجّاد علیه السلام نیز در سخنی ارزشمند به امامت حضرت مهدی اشاره کرده، آن حضرت را دوازدهمین جانشینان پیامبر و پیشوایان پس از او دانسته است.11
امام باقر علیه السلام حضرت مهدی را نهمین پیشوای پس از حسین بن علی و قائم آنها خوانده است.12
ششمین پیشوای شیعیان، به روشنی حضرت مهدی را دوازدهمین از پیشوایان هدایت پس از پیامبر گرامی اسلام ذکر کرده است.13
هفتمین امام معصوم نیز آن حضرت را پنجمین از فرزندان خود دانسته، فرمود:
برای او غیبتی است که مدتش طولانی خواهد شد.14
امام رضا علیه السلام پس از اشاره به دوران غیبت و سختیهای آن، سبب آن سختیها را پنهان بودن پیشوای ایشان ذکر کرده است. 15
امام جواد علیه السلام نیز در باره آن حضرت، وی را سومین از فرزندان خود دانسته است.16
امام هادی علیه السلام، جدّ بزرگوار آن حضرت نیز به پیشوایی آن حضرت پس از فرزند خود امام عسکری تأکید كرده است.17
و سرانجام این تلاش پیوسته، به دست یازدهمین پیشوای معصوم به اوج خود رسید که در آن، آخرین ذخیره الهی به نیکوترین صورت ممکن، معرفی شده است.
آن جا که از آن حضرت در باره درستی یا چگونگی این خبر که به نقل از پدران بزرگوارش رسیده است، پرسیدند که:
أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةِ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ أَنَّ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّة؛
زمین، هیچگاه از حجت خدا بر خلقش خالی نیست. هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیّت مرده است.
آن حضرت فرمود:
إِنَّ هَذَا حَقٌّ كَمَا أَنَّ النَّهَارَ حَقٌّ؛
این مطلب حق است؛ آن گونه که روز، حق است.
سپس از آن حضرت سؤال شد: «ای پسر پیامبر! حجت و امام پس از شما کیست؟»
فرمود:
ابْنِی محمد وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْحُجَّةُ بَعْدِی مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّة؛18
فرزندم محمّد. او امام و حجّت پس از من است. هر کس بمیرد و او را نشناسد، به مرگ جاهلیّت مرده است.
تا این که با شهادت یازدهمین پیشوای شیعیان در هشتم ربیع الاول سال 260ق19، در حالی که بیش از پنج بهار20 از عمر آخرین ذخیره الهی سپری نشده بود، فصل بهرهمندی مستقیم انسانها از امام ظاهر به پایان رسید و در پی آن، دورانی بسیار مهّم در زندگی پیروان اهل بیت پیش آمد. این دوران، همزمان با دو رخداد مهم آغاز شد:
نخست: رسیدن آخرین حجّت الهی به مقام امامت؛
دیگر: قرار گرفتن آن حضرت در پرده پنهانزیستی.
اگر چه برگزیدگانی از شیعه برای این مرحله آمادگی کامل داشتند، میبایست هر دو رخداد (امامت و غیبت)، برای عموم شیعیان به اثبات برسد؛ چرا که حضرت مهدی علیه السلام نخستین روز امامت را در حالی آغاز کرد که جز افرادی اندک که پیش از آن، در دوره امام عسکری آن حضرت را دیده بودند21، كسی او را ندیده بود.
نخستین اقدام حضرت مهدی در آغاز امامت
بنابراین، روزِ در گذشتِ امام یازدهم و نخستین روز امامت حضرت مهدی ، فرا رسید و آن حضرت، ناگزیر میان مردم آمده، بر پیکر پدر نماز گزارد.
این رخداد، به گونههایی چند روایت شده است. در یک روایت، شیخ صدوق، آن را به صورت مفصل از زبان ابوالادیان یکی از خدمتكاران خانه و متصدی امور نامههای امام عسكری گزارش کرده است.22
به نظر میرسد حضرت مهدی علیه السلام پس از شهادت پدر، در نخستین ساعتهای غیبت با حضور در کنار بدن پدر و اقامه نماز بر آن حضرت، مسایلی را مورد توجه قرار داد که همگی به نوعی در ارتباط با بحث امامت خود بود:
1. اجرای سنّت الهی در اقامه نماز امام بر امام؛
2. پیشگیری از اعلام ختم امامت؛
3. پیشگیری از انحراف داخلی در قضیه امامت؛
4. تثبیت ادامه جریان امامتِ بر حق و اعلام استمرار امامت در امام زنده.23
آغاز پیشوایی در خردسالی
در این رخداد آنچه برای مردم، از همه شگفتآورتر بود، این بود که با کودکی پنج ساله روبه رو بودند که میگفت جانشین امام عسکری است.
همانگونه که یاد شد، پیش از آن، با هدایتهای پیوسته پیامبر و امامان نور شیعه به این نکته باور پیدا کرده بود که خداوند متعال، از طریق آخرین پیامبر خود، مقام امامت و ولایت را به سبب قابلیتهای ذاتی به افرادی خاص عطا فرموده و فقط از طرف او است که برای جامعه امام نصب میشود. نیز این که این قابلیت، هیچ ارتباطی به کمی یا زیادی سن ندارد.
جالب این که اینگونه پیشوایی، پیش از آن، هم بین امامان و هم در زنجیره پیامبران دارای سابقه بود.
یکی از دانشوران معاصر، امامت در سنین کم را پدیدهای واقعی دانسته، چنین استدلال کرده است:
... امامی که در کودکی به پیشوایی روحی و فکری مردم رسیده، و مسلمانان حتی در کشاکش آن همه موج ویرانگر، باز خویشتنِ خویش را به پیروی و دوستی او گماشتند، به طور مسلّم باید از دانش و آگاهی و گستردگی دید و دانا بودن به فقه و تفسیر و عقاید، بهرهای آشکار و چشمگیر داشته باشد؛ چون در غیر این صورت نمیتوانسته مردم را به پیروی از خویش وادارد...
به فرض محال که مردم نتوانستند حقیقت و واقعیت امر را دریابند، دستگاه خلافت و نیروی حاکم که آن همه دشمنی علنی با امام داشته، چرا بر نخاسته و پرده از رخسار حقیقت نینداخته است؟
اگر امام خردسال، از دانش و سطح تفکر عالی برخوردار نبود، خلفای معاصر، خیلی خوب میتوانستند جنجال به پا کنند؛ امّا سکوت آنها و سکوت تاریخ، گواه است که امامت در سنین کم، پدیدهای حقیقی بوده است، نه ساختگی.24
البته پیش از آن که در مسیر هدایت جامعه، نوبت به پیشوایی جانشینان آخرین فرستاده الهی برسد، خداوند متعال، پیامبرانی را در كودكی به مقام نبوّت مفتخر ساخته بود؛ بدین قرار:
پیامبری حضرت عیسی از هنگام ولادت
از میان پیامبران اولوالعزم، یگانه پیامبری که از هنگام ولادت، به نبوّت خویش به طور آشکار تصریح کرده، حضرت عیسی بن مریم است. خداوند در آیات قرآن، در بخشی از داستان حضرت مسیح از زبان پیامبر خود در پاسخ منكران چنین میفرماید:
قَالَ اِنّی عَبْدُاللّه آتَانِی الكِتابَ و َجَعَلَنِی نَبیّا؛25
[كودك]گفت: من بنده خدا هستم، به من كتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است.
یزید کناسی میگوید:
از امام باقر علیه السلام پرسیدم: «آیا عیسی بن مریم ، هنگامی كه در گهواره سخن گفت، حجّت خدا بر اهل زمان خود بود؟» حضرت فرمود:
«او آن زمان پیغمبر و حجت غیر مرسل خدا بود ]=یعنی در آن زمان، مأمور به تبلیغ و دعوت نبود[. مگر نمیشنوی گفته خود او را که میگوید: «من بنده خدایم. خدا به من کتاب داده و پیغمبر ساخته و هر جا باشم پر برکتم قرار داده و تا زنده باشم، مرا به نماز و زکات سفارش کرده است».
عرض کردم: «در آن زمان و در همان حالی که در گهواره بود، حجّت خدا بود بر زکریا؟».
فرمود: «...چون عیسی هفت ساله شد و خدای تعالی به او وحی فرستاد، از نبوت و رسالت خود سخن گفت و بر یحیی و همه مردم حجّت شد...».26
پیامبری حضرت یحیی در كودكی
حضرت یحیی یکی دیگر از پیامبرانی است که در کودکی به مقام نبوّت رسید. خداوند در این باره خطاب به وی میفرماید:
یا یَحْیی خُذِالكِتابَ بِقُوَةٍ وَآتَیْناهُ الحُكْمَ صَبِیّاً27
ای یحیی! كتاب خدا را به جدّ و جهد بگیر. ما از كودكی به وی حكم [نبوّت] دادیم.
یکی از مفسران اهل سنّت، حكمی را كه خداوند به حضرت یحیی داد، همان نبوّت دانسته، بر این باور است که خداوند متعال، عقل او را در سنین كودكی محكم و كامل كرد و به او وحی فرستاد.28
در یکی از تفسیرهای معاصر، پس از آیه پیشین میخوانیم:
درست است که دوران شکوفایی عقل انسان به صورت معمول حد و مرز خاصی دارد؛ ولی میدانیم همیشه در انسانها افرادی استثنایی وجود داشتهاند. چه مانعی دارد که خداوند این دوران را برای بعضی از بندگانش به خاطر مصالحی فشردهتر کند و در سالهای کمتری چکیده نماید؛ همانگونه که برای سخن گفتن، به صورت معمول گذشتن یکی دو سال از تولد لازم است؛ در حالی که میدانیم حضرت عیسی در همان روزهای نخست زبان به سخن گشود؛ آن هم سخنی پر محتوا که طبق روال عادی در شأن انسانهای بزرگسال بود.29
در ادامه، این آیه را دلیل روشنی بر درست بودن امامت برخی ائمه در خردسالی دانسته است.
بنابراین، همانگونه كه خداوند متعال، مقام نبوّت را به كودك خردسالی داد، میتواند مقام امامت را نیز با تمام ویژگیهای لازم، به كودكی عطا فرماید.
پی نوشت:
1. شیخ كلینی، كافی، ج1، ص178 (باب ان الارض لاتخلو من حجة).
2. بقره (2): 124.
3. ر.ك: صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، (الفصل الاوّل فیما یدّل علی انّ الائمة اثنا عشر...).
4. نعمانی, الغیبة؛ ص93؛ شیخ صدوق, كمال الدین و تمام النعمة، ج1, ص252.
5. شیخ کلینی, کافی, ج1, ص527.
6. علامه مجلسی, بحار الانوار, ج37, ص213.
7. شیخ صدوق, منلایحضره الفقیه, ج 4, 179.
8. شیخ صدوق, كمال الدین و تمام النعمة، ج1, ص240.
9. همان، ص 315.
10. همان، ص317.
11. همان، ص319.
12. شیخ کلینی, كافی، ج1, ص 533 , ح15.
13.شیخ صدوق, كمال الدین و تمام النعمة، ج2, ص342.
14. همان، ص361.
15. شیخ صدوق, عیون اخبار الرضا , ج1, ص273.
16. شیخ صدوق, كمال الدین و تمام النعمة، ج2, ص377.
17. همان، ص383.
18. همان, ص409, باب 38, ح9.
19. شیخ كلینی، كافی، ج1، ص503.
20. شیخ مفید, الارشاد, ج2, ص339.
21. ر.ك: شیخ صدوق، كمال الدین و تمام النعمة، ج2, ص 384 و 457.
22. شیخ صدوق، كمالالدین و تمام النعمة، ج 2، ص 475، باب 43، ح 25. همچنین ر.ك: نیلی نجفی, منتخب الانوار المضیئة، ص 157؛ راوندی، قطبالدین، الخرائج والجرائح، ج 3، ص1101.
23. ر.ک: حکیمی، محمد رضا, خورشید مغرب، ص24ـ 25.
24. صدر، سیّد محمد باقر, جست و جو و گفت و گو پیرامون امام مهدی , ص47ـ48.
25. مریم (19): 30.
26. شیخ کلینی, کافی, ج1, باب حالات الأئمة فی السّن.
27. مریم (19): 12.
28. فخر رازی, تفسیر فخر رازی، ج 11، ص 192.
29. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران, تفسیر نمونه, ج13, ص27.
منبع : پایگاه شمس ولایت
بین الحرمین عجب صفایــی دارد